یک وقت بچهها راه را بر بایزید, گرفتند و پسرکى به شوخى پرسید:
«پیرمرد! ریش تو مُحترمتر یا دُمِ خر؟»
بایزید, ریشى جنبانید و با خنده گفت:
«فرزند! اگر از پُلِ صراط بگذرد ریشِ بایزید, و اگر نگذرد دُمِ خر»
[تذکرة الاولیاء/ ذکر ابویزید بسطامی]
برچسب:
نویسنده: باران صالحپور